تبليغاتX
گروه تئاتر چارپايه
charpaye theater gurope//theatre//تئاتر

بررسی دلیل عدم شکل گیری درام دیالکتیک

( درام به معنای یونانی آن )

تا قبل از سال 1247 هجری خورشیدی در ایران

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط چارپايه  | 

 
بنا به تعریف" سوسور"« زبان درآن واحددارای وجوه فیزیکی،فیزیولوژیک،ذهنی،فردی واجتماعی است.مجموعه نظام یافته ای ازقراردادهاکه برای ارتباط میان انسانهاضروری است.زبان درعین حال،یک نهاداجتماعی ویک نظام ارزشی است.زبان اساسایک قرارداداجتماعی است که فرد اگربخواهدبادیگران ارتباط برقرارکند،بایدآن رادرتمامیتش بپذیرد».

اینگونه می توانیم بگوییم که یک اجرا مثل یک متن نمایشی دارای مجموعه ای است ازتعدادی عناصرو رمزو نشانه که زبان خاص تئاترراتشکیل می دهند.دراجرای تئاتری نویسنده ـ کارگردان ـ بازیگر ـ طراح صحنه و... برای انتقال معنا ازنشانه ها استفاده می کنند.اما نه به شکل مستقل وفردی،بلکه بطورمشترک ومتشکل عمل می کنند.یک اجرای تئاتردقیقامثل زبان نشانه ای دارای نظم وترتیب است و پر ازنشانه.ما درزبان تئاترانواع گفتار را داریم،دیالوگ،منولوگ،صدای خارجی،(راوی)ویا حتی وقتی بازیگردرسکوت به تماشاگر نگاه می کند،با این ارتباط گفتگو انجام می گیرد.وتمامی اینها دراجرا دقیقابایستی مثل یک جمله عمل کنندتاتماشاگربتواند رویداد را درک کند.و در واقع بتواندنمایشنامه را بخواند.به گفته" مارتین اسلین "«تئاتر هنری میراست وتنها بخش ماندنی آن ،متن است» اما یک متن نمایشی به خودی خودناقص است.درتئاتراجرا،کامل کننده متن نمایشی است.اضافه کردن نشانه های جدید(همچون حرکات،نور،موسیقی،گریم و...)به متن است که می تواند آنراکامل کند.وبرای تشریح بیشتر بحث می توان ازنظریه" اینگاردن" کمک گرفت.اینگاردن می گوید:«که زبان نمایش ،دنیای خود رابه طریق زیرعرضه می کند:۱ـماجراهایی که با ابزارتصویری وبصری نشان داده می شوند.۲ـ عناصری که هم کلامی وهم تصویری هستند.۳ـماجراهایی که صرفا با کلام گفته می شوند.مثلا حوادثی که بیرون ازفضای صحنه رخ می دهند».

+ نوشته شده در  ساعت   توسط چارپايه  | 

 

 

 زندگی سراسر ارتباط است وتئاتر که بخشی از آن بوده و هست ، جدای از این جریان نیست. در زندگی امروز همه چیز سریع اتفاق می افتد. تئاتر امروز نیز از این قاعده پیروی می کند. امروزه کمتر کسی وقت دیدن چندین ساعت نمایش رادارد . پس به تبع آن، تئاتر فشرده و خلاصه تر شده است. نا چار باید توان آن را داشته باشد تا در این خلاصه گویی ، کامل نیز باشد.

سرعت زندگی امروز را شاید بتوان به دلیل پیشرفت تکنولوژیش دانست. همچنان که در تئاتر هم ما این پیشرفت را شاهدیم، پیشرفت و پیچیدگی در نشانه ها.

اصل ارتباط بر فرستنده، موضوع و گیرنده استوار است. مخاطب (نویسنده) پیامی (موضوع) را می فرستد و مخاطب(تماشاگر) آنرا در یافت می کند. تئاتر همانند زندگی سراسر از نشانه هاست. به عبارتی، تئاتر خود نشانه است. ما در سالنی می نشینیم و اجرایی را می بینیم. فهم و درک، حتی دیدین نشانه ها ، ارتباط را امکان پذیر می رساند. فرستادگان پیام (که در رأس آن نویسنده قرار دارد ) همه تلاش خود را می کنند تا در این گزیده گویی بتوانند از حداقل نشانه ها، حداکثر معنا را برسانند. و تماشاگرانی که معانی را از تجارب زندگی خود گرفته اند آنرا در یافت می کنند.

یک متن (که در اینجا منظور نمایشنامه است) از رفتار هایی تشکیل شده که روی صحنه دیده می شود. رفتار های که خود، اصل نشانه ها هستند. پس می توان چنین نتیجه گرفت که تمامی نشانه های موجود در اجرا، بر گرفته از متن هستند.

امابعضی بر این عقیده اند که تئاتر امروز، فاقد متن است و سراسر به کارگردانی متکی است. اما در نهایت، این اجرا نیز، خود متنی جدید خلق کرده است. متنی که همان قواعد وساختاری را دارد، که یک اجرای مبتنی بر متن، می تواند داشته باشد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط چارپايه  | 

 

ازمیان تمام اموری که درطبیعت وتاریخ با آنها مواجه می شویم اثرهنری به بی واسطه ترین شکل باماسخن می گوید.اثرهنری واجد قرابتی رمز آلوداست که تمامی وجودما رابه خود معطوف می سازد، گویی هیچ فاصله ای درمیان نیست ودرمواجه بااثرهنری،در حقیقت باخویشتن روبه رومی شویم.دراین زمینه می توان به هگل رجوع کرد.او هنررایکی ازاشکال روح مطلق می دانست که درچارچوب آن شکلی ازخودشناسی برای روح ممکن می شود که هیچ چیزبیگانه وناگشوده ای درآن به چشم نمی خورد.واقعیت اثرهنری وقدرت بیانی آن را نمی توان به افق تاریخی ویژه ی آن،یعنی زمانی که مخاطب عملا باخالق اثر هم عصربود،محدودساخت.و ویژگی تجربه ی هنری چنین است که همواره زمان حالی ازآن‌ِ خویش دارد.اثرهنری تنها به معنایی محدودوابستگی خود رابه خاستگاه تاریخی اش حفظ می کند.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط چارپايه  | 

 

به زعم نگارنده "دين" مجموعه اي از عقايد، مناسك و آيين هاي افراد يك اجتماع (چه به شكل فردي يا گروهي) كه ريشه خدا شناسي داشته و درصدد آموزش راه و رسم زندگي ميباشد.

تئاتر نيز اگر نشانه اي از تعريف فوق در آن ملموس گردد، صرفاً يك "تئاتر ديني" است و لا غير.

حال اگر به تاريخ تئاتر ديني مراجعه كنيم، غالباً تعريف تئاتر ديني چيزي جز روايت تاريخي دين(زندگی پیامبران وپیرامون) نبوده و نيست. این برداشت غلط و تک بعدی از تئاتر دینی که غالبا در مکتبی رئالیسم ظهور می کند با زبانی کلاسیک، تخت و ریتمی کند با موسیقی ای کلیشه ای نتنها ضربه اي مخرب به اين مقوله وارد مي كند؛ بلكه به لحاظ آسيب شناسي نيز مخاطب را دل زده از تئاتر و دين مي راند. تئاتر ديني كه ديگر مي توان آن را محصولي سفارشي يا جشنواره اي به حساب آورد، با كمك هزينه اي اندك، وزماني كوتاه براي آماده سازي، اين اجازه را به گردانندگان نمي دهد كه بخواهند به تعريف دين يا حتي تئاتر بيانديشند. در تئاتر هاي جشنواره  غالب آثار نمايشي كه در مدتي كمتر از يك ماه آماده اجرا مي شوند با دست مزد اندک، بازي يك بازيگر در چند نمايش و مشكلات ديگر، امكاني براي رسيدن به تئاتر ديني را دور از تصور مي سازد؛ چرا كه از صحنه اي خالي با چند تكه حصير و يك تخت و اباپوشان سرخ و سبز با آن زبان هضم ناپذير در مكتبي واقعگرايانه با صحنه اي به قاعده ي سالن اصلي تئاتر شهر و گروه هاي همسرايان كه براي خالي نبودن صحنه در آن جا داده مي شود، نميتوان انتظار بيش از اين را هم داشت كه مخاطب دل زده نگردد.  اين در حالي است كه يك خطابه يا يك مراسم مذهبي به دفعات تاثيري شگرف و اعجاب بر انگيز تر از اين نوعِ تئاتر ديني بر مخاطب مي گذارد. نگارنده معتقد است در مكتب رئاليسم با توجه به نبود امكانات صحنه و اجحاف كم لطفي هاي ديگر در زمينه ي روايت تاريخي از زندگي پيامبران؛ نبايد از تئاتر  انتظار داشت و نبايد اصلا به سراغ تئاتر رفت. چه بسا هنر هاي ديگري چون؛ فيلم و انيميشن به لحاظ قابليتي به دفعات از تئاتر براي اين امر مناسب تر است.

روايت تاريخي از زندگي پيامبران (در مكتبي نزديك به واقعگرايانه) زماني تاثير خود را مي گذارد كه صلابت و چيرگي امكانات صحنه شان آن راحفظ و دوچندان كند. حال اگر به سراغ روايت تاريخي تحت قالبي واقعگرايانه مي رويم يا بايد شان صحنه را حفظ كنيم يا بايد به سراغ مكتبي ديگر شايد سمبوليسم كه در اين زمينه كاربرد بيشتري از خود نشان داده برويم. چه بسا تعزيه نيز به همين دليل شايان توجه و مورد لطف گردانندگان و مخاطب قرار گرفته است. چرا كه انتظار و توقع تماشاگر با توجه به تعريف تعزيه در روايت تاريخي پاسخ داده مي شود.

حال اگر كمي واقع بينانه و با توجه به پيش داوري هاي تماشاگر از تئاتر ديني به بازتاب و بازخورد هاي آن بيانديشيم، مي توان با جرات گفت تئاتر ديني بايد، بايد و بايد به شكلي ديگر و هوشمندانه تر گام بردارد؛ هم مراقب دل زدگي ها ي مخاطب، هم نگهدار تئاتر و از همه مهمتر دين باشد كه خدايي ناكرده عذر بدتر از گناهي حادث نگردد.

در باب عملكرد هوشمندانه، جا دارد مثالي از نوع تبليغ يك شركت توليدي بياوريم؛ يك شركت توليدي در غرب براي تبليغ محصولش در سينما تمهيدي جالب انديشيد. مدير تبليغات در تدوين فيلمي در هر ۲۴فريم يك فريم (عكس) از محصول شركت را جا داد، يعني تماشاگر در هر ثانيه (۲۴فريم) يك فريم از محصول شركت را مي ديد؛ ۵۴۰۰ فريم عكس در طول فيلم ي۹۰دقيقه اي. كدام يك بهتراست ۵۴۰۰ فريم در طول فيلم يا ۵۴۰۰ فريم در زمان قطع و پخش آگهي بازرگاني؟

نگارنده به زعم خود معتقد است، تئاتر ديني (واقعگرا) در صورتي موفق خواهد بود كه راويتي محتوايي كند و اگر هوشمندانه عمل شود، آن چنان تاثيري بگذارد كه حكماً مي شود گفت؛ هيچ رسانه يا هنر ديگري اين قابليت را نخواهد داشت. نامحسوسگرايي به جاي فرياد، همان چيزي است كه ما در تئاتر ديني به آن محتاجيم و لاغير.

علي پورطبيب  ۲۷/۱۲/۱۳۸۵

+ نوشته شده در  ساعت   توسط چارپايه  | 

 

در علم ارتباطات برای برقراری ارتباط عناصری چون:۱- پیام رسان ۲- پیام ۳- گیرنده پیام ۴- وسیله ارتباط ، مورد نیاز و هرکدام از اهمیت بالای برخوردار است.

در باب پیام رسانی نمادین(تبلیغاتی) وسیله ارتباط از اهمیت خاصی برخوردار است و خود به عناصر مهمتری چون ۱- ابزار ۲- زبان ۳- شیوه ی برقراری ارتباط تقسیم می شود.

در این چند سال اخیر در مورد پیام رسانی نمادین (تبلیغاتی)،افراد یا گروه ها در قالب حقیقی یا حقوقی و با شیوه های متفاوت و معدوداً نوین با روشهای چون: طی کردن مسافتی خاص، دوچرخه سواری، صخره نوردی، راهپیمایی، دریانوردی یا صعود از مکانی خاص و غیره مبادرت به پیام رسانی نموده اند.

امروزه با وجود ابزارهای ارتباطی چون : تلفن، اینترنت، پست، چاپ و غیره نیاز ارتباط حضوری کمتر شده و در صورت استفاده از این روش (ارتباط حضوری)، می بایستی زبان و شیوه ای انتخاب گردد که، لزوم حضور را دو چندان کند.

بدون شک ارتباط حضوری خصوصاً با وسیله ای سرسختانه تاثیر و بازتابی مضاعف خواهد داشت.

ولی نگارنده معتقد است در ارتباط حضوری حتی به شیوه فوق می بایستی زبان و شیوه ی برقراری کاملاً با هم در سنخیت و تعامل باشند تا بتواند تاثیری مضاعف داشته باشد.

در واقع این ویژگی زبان است که لزوم حضور (ارتباط حضوری) را انتخاب میکند نه پیام ،شیوه و ابزار.  این درحالیست که افراد و گروه هایی که به شیوه های فوق مبادرت به پیام رسانی کردند غالباً زبانی مستتر در خود داشتند و دلیل حضورشان(ارتباط حضوری) صرفاً ابزار یا شیوه برقراری بوده است.

در برسی زبان و لزوم آن برای ارتباط حضوری با اطمینان می توان گفت زبان نمایش(تئاتر) از آنجایی که هنری زنده و پویا می باشد صددرصد این ویژگی را دارد.

حال اگر این زبان "نمایش(تئاتر)" با شیوه ی حرکت/بی کلام/ آهنگین(بادی لنگویج) و در قالبی میدانی(خیابانی) تهیه و آماده سازی شود و با رکاب زدن دوچرخه و همراهی خودرویی واگن دار ممزوج شود، میتواند تاثیری شگرف از خود بر جای گذارد.

نگارنده نیز به عنوان نویسنده، طراح وکارگردان نمایش «رنگین کمان» با تحقیق، تامل و اتفاق نظر اعضای گروه تئاتر چارپایه، نمایش فوق را با توجه به موارد ذکر شده تهیه و آماده نموده است. و اطمینان دارد این حرکت با توجه به قابلیت های آن بازتابی جهانی خواهد داشت.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط چارپايه  |